تاريخ خبر: دوشنبه 17 فروردین 1388، 10 ربیع الثانی1430، 6 آوریل 2009،شماره 24435دوشنبه 17 فروردین 1388، 10 ربیع الثانی1430، 6 آوریل 2009،شماره 24435

گفتگو با استاد مرتضي كريمي نيا
قرآن و اسلام پژوهان غربي
زينب واعظ محرابي / بخش دوم وپاياني


اشاره: قرنهاست كه بسياري از شرق‌شناسان و اسلام‌شناسان غيرمسلمان، اعم از غربي و ديگران به ترجمه قرآن و پژوهش درباره قرآن پرداخته و درخصوص مصدر قرآن، جمع و تدوين قرآن، ادبيات و ساختار و معارف و محتواي قرآن و... نظريه‌هاي گوناگوني ابراز كرده و هزاران كتاب و مقاله منتشر كرده‌اند. در شماره پيش بخش نخست گفتگو با استاد كريمي‌نيا از نظر خوانندگان گرامي گذشت.اينك بخش دوم و ادامه سخن:‌

يكي از فعاليتهاي قرآني مستشرقان، ‌ترجمه قرآن است. لطفاً به اختصار به تاريخچه ‌ترجمه آنها از قرآن ‌اشاره نماييد.‌

درباره ‌ترجمه قرآن و سابقه‌اش سخن بسياراست؛ ولي من در اينجا به اجمال به آن مي‌پردازم. يكي از نخستين تلاشهاي غربيان در شناخت اسلام، ‌ترجمه قرآن بوده است. در قرون وسطي وحتي بعدازآن، حجم زيادي از قرآن پژوهي غربيان را نفس‌ترجمه قرآن تشكيل و اين امر تا حدود سالهاي1800---1700 ميلادي بسيارادامه داشت. نخستين‌ترجمه‌هاي كامل اروپايي به قرن دوازدهم برمي‌گردد، البته پيش ازآن هم درقرنهاي نهم، دهم ويازدهم ميلادي،‌ترجمه‌هاي گزيده‌اي از قرآن به زبان يوناني و لاتيني انجام شد؛ اما نخستين ‌ترجمه كامل از قرآن در قرن دوازدهم تهيه شده كه پيشينه و تاثيرگذاري‌اش لازم به ذكراست. ‌

درميانه قرن دوازدهم، يك راهب مسيحي به نام <پيرونرابل> ازيكي ازديرهاي فرانسه به نام <كلوني> به اسپانيا سفرمي كند و وضعيت مسلمانها و مسيحياني را كه در آنجا، زيرسايه حكومت اسلامي، زندگي مي‌كردند، مشاهده مي‌كند. او ازاينكه مسيحيان درمحيط اروپاي آن زمان، تحت حكومت اسلامي بودند، خشنود نبود و تصميم مي‌گيرد به مقابله فرهنگي با جهان اسلام حاكم دراروپا دست بزند. وقتي كه برمي گردد، با تشكيل گروهي، به انتشار مجموعه‌اي ازترجمه قرآن و رديه‌هايي عليه اسلام وقرآن همت مي‌كند. اين مجموعه به <مجموعه طليطله> معروف است. <طليطله> نام اسلامي يكي ازشهرهاي اسپانياست؛ شهري كه امروزه به <تولدو> معروف است. مجموعه طليطله درواقع حاوي‌ترجمه‌اي كامل از قرآن به زبان لاتيني بود به‌علاوه چندين رساله كلامي (مثل رساله يوحناي دمشقي در رد بر اسلام)، گزيده ومختصري از سيره پيامبر(ص) وهمچنين مقدمه‌اي كه خود پيرونرابل نوشته بود. او عربي نمي‌دانست؛ لذا گروهي را مأمور اين كار كرد. مترجمي كه در اين كار سهم بسياري داشت، كسي است به نام <روبرت كتوني>. همچنين يكي دو نفر از مسلمانان اسپانيا هم دراين كار همكاري داشتند.‌

تصوركنيد در 800 سال پيش كه چاپ وانتشار وجود نداشت، حتي نسخه برداري ازچنين كتابي كه در اروپاي آن زمان كتاب گمراه كننده تلقي مي‌شد، چندان راحت نبود؛ ولي با اجازاتي كه پير از مقامات كليسا گرفته بود، نسخي از اين كتاب را براي مبلغان مسيحي كه در مرزهاي اسلامي حضورداشتند، فرستاد تا آنها بتوانند ازمحتواي قرآن سر دربياورند و هرچه بيشترنقاط ضعفي را كه از اسلام تصور مي‌كنند، بزرگ كنند و به مقابله با اسلام، به خصوص مقابله فرهنگي بپردازند.‌

اين اثر درحال حاضر براي ما ارزش علمي ندارد؛ اما ازنظرتاريخي خيلي مهم است. اين اثر سه چهار قرن بعد، يعني قرن شانزدهم، به تلاش يك آلماني به نام <تئودور بيبلياندر> به صورت نسخه چاپي منتشرشد، البته همان زمان هم مقامات كليسايي بسيارسختگيري مي‌كردند وبلوايي در شهر<بازل> سوئيس به وجود آمد. مقامات مذهبي آنجا مدتها عليه مجوز انتشار اين كتاب مقاومت كردند؛ اما سرانجام وساطت <مارتين لوتر>، بنيانگذارپروتستانيسم آن زمان، باعث شد مقامات با انتشارا ين كتاب موافقت كنند، البته با اين شرط كه به هيچ وجه درشهربازل توزيع نشود.

امروزه آن دسته ازمحققان غربي كه زبان لاتيني مي‌دانند و سابقه پژوهشهاي قرآني را درغرب مي‌شناسند، معترف‌اند كه اين كتاب چيزي جز جهالت وبدفهمي وغرض ورزي براي كشيش‌ها و مبلغان مسيحي بسيار قديمي در اروپا به بار نياورده و سبب شده است كه حداقل سه چهار قرن بعد از خودش، ذهنيت غربيان درباره قرآن بسيارمنفي شود تا زماني كه غربيان دوباره همت كنند و به خود قرآن مراجعه كنند و به تحقيق و‌ترجمه آن بپردازند. ‌

مجموعه طليطله بيبلياندر تا سه قرن دست به دست مي‌گشت و ترجمه‌هايي براساس آن انجام مي‌شد؛ يعني كساني كه مي‌خواستند ‌ترجمه آلماني، انگليسي، فرانسوي و هلندي انجام دهند، از ترجمه بيبلياندر تاثير مستقيم مي‌پذيرفتند؛ مثلا مجموعه طليطله عيناً به ايتاليايي‌ ترجمه شد؛ يعني كسي كه به ايتاليايي ‌ترجمه مي‌كرد، عربي بلد نبود و همان متن مغلوط لاتيني را به ايتاليايي ‌ترجمه مي‌كرد. خنده‌دار و جالب اين است كه گاهي متني به ‌فرانسوي‌ ترجمه شده و سپس متن فرانسوي به‌ انگليسي‌ ترجمه شده است. ‌

به هرحال با مروري بر تاريخچه مجموعه طليطله در مي‌يابيم كه تا قرن هيجدهم، سايه بدفهمي‌هاي قرون وسطايي بر مطالعات قرآني درغرب افكنده بود.‌

در اواخر قرن هفدهم، يعني درحدود سال 1690،‌ ترجمه لاتيني ديگري درايتاليا و درشهر پادوا انجام شد. كشيشي به نام <ماراچي>‌ترجمه لاتيني ديگري انجام داد كه از مجموعه طليطله كامل‌تر و مستقل‌تر بود.‌ترجمه ماراچي هم دست كم در صد سال اول، دست به دست، به زبانهاي ديگرترجمه شد. اين ‌ترجمه كمي اصلاح شده‌تر و بهتر بود؛ اما باز در فضاي قرون وسطي فراهم شده بود ومغلوط وهمراه با بدفهمي و غرض ورزي بود.‌

اين دو ترجمه طليطله و ماراچي فضاي كلي ‌ترجمه‌هاي اوليه غربيان را به زبانهاي ديگر اروپايي سمت و سو داد؛ اما در قرن نوزدهم كه دانشگاهها شكل گرفتند و تحقيقات جديدتري انجام شد و عربي داني ‌ترويج يافت، ما شاهد رويكرد جديدي درترجمه قرآن هستيم؛ رويكردي كه از مجموعه طليطله و‌ ترجمه ماراچي فاصله گرفته و خودش مستقلا به ‌ترجمه قرآن اقدام مي‌كند. ما دست كم درزبان روسي، انگليسي، فرانسوي و آلماني‌ترجمه‌هاي جديد و مستقلي داريم.

در زبان انگليسي از نيمه دوم قرن نوزدهم، دوسه‌ترجمه مستقل ديگر به قلم كساني مثل ويليام ميور، پالمرو رادول انجام شد. تا آن زمان خود مسلمانها هيچ‌ترجمه قرآني انجام نداده بودند. از اوايل قرن بيستم، يعني حدود 1905 و 1906، مسلمانها وبه ويژه مسلمانهاي شبه قاره به ‌ترجمه قرآن روي آوردند. در واقع همه ‌ترجمه‌هاي مسلمانان در زبانهاي اروپايي به قرن بيستم بازمي‌گردد و جالب است كه برخي از همين نخستين ‌ترجمه‌ها توسط فرقه قادياني يا احمديه انجام شده است؛ دسته‌اي از مسلمانان هند كه پيرو فردي به نام غلام احمدخان هستند و در<قاديان> هند شكل گرفتند و از آنجا به همه دنيا تبليغ و مهاجرت كردند و سلسله تشكيل دادند. قادياني‌ها خودشان را مسلمان مي‌دانستند ويكي از راههاي تبليغ مذهبشان را‌ترجمه قرآن مي‌دانستند؛ مثل‌ترجمه غلام احمدفريد وترجمه مولانا محمدعلي لاهوري. ‌

وقتي مسلمانها به‌ترجمه انگليسي دست زدند، همزمان بود با پايان جنگ جهاني اول و بر سر كار آمدن تركهاي جوان در تركيه و به خصوص اصلاحات خاصي كه مصطفي كمال پاشا درتركيه انجام داد. درآن زمان حتي اذان را به‌تركي مي‌گفتند و بخشهايي از نماز را به ‌تركي مي‌خواندند، ‌ترجمه قرآن هم مزيد بر علت شد و بسياري ازعلماي الازهر بر سر اين موضوع، موضع گرفتند. در دهه بيست و سي ميلادي در فلسطين، سوريه، شامات ومصر رساله‌ها وكتابها و رديه‌هاي فراوان موافق ومخالفي كه عليه‌ترجمه قرآن نوشته شد، موضوعش همين بود؛ يعني به دليل اين بود كه اولا آتاتورك مي‌خواست زبان عربي را از فرهنگ ‌تركها خارج كند و سعي مي‌كرد قرآنهاي ‌تركي چاپ كنند و اذان را‌ تركي بگويند و... از طرف ديگر،‌ترجمه مسلمانها، به خصوص فرقه قادياني، درهمه جا منتشرمي شد؛ مثلا مولانا محمدعلي لاهوري‌ترجمه‌اش را در انگلستان چاپ كرد وسعي كرد آن را وارد قاهره كند و حتي از الازهر تاييديه بگيرد؛ ولي به عكس آن منجرشد و در آنجا فتاواي بسياري عليه اين موضوع صادرشد. در ابتدا موضع‌گيري سفت و سختي عليه موضوع‌ ترجمه قرآن شد و گفته شد قرآن نبايد ترجمه شود؛ چون اين كار بدعت است! البته همان موقع هم كساني مثل محمدفريد وجدي ‌ترجمه قرآن را تاييد مي‌كردند. اين دعواها ادامه داشت؛ اما چندين دهه بعد (دهه‌هاي پاياني قرن بيستم) همان الازهر كه روزي موضع‌گيري شديدي عليه‌ ترجمه قرآن مي‌كرد، به‌ ترجمه قرآن اقدام كرد و همچنين برخي‌ترجمه‌هاي ديگر را نيز تاييد كرد.‌

اگر در اين دوره به ‌ترجمه قرآن مستشرقان هم نگاه كنيم، متوجه تحول مي‌شويم؛ يعني مي‌بينيم در قرن بيستم فعاليت‌هاي قرآن پژوهي رونق بيشتري گرفته، علوم دقيق‌تر شده، محققان با دانشهاي بيشتري‌ آشنا شده و تحقيقات نتايج جديدتري داده و همه اينها درترجمه‌هاي قرآن تاثير گذاشته‌اند و باعث شده‌اند ‌ترجمه‌ها روان‌تر شود و اغلاط علمي‌اش خيلي كمترشود. اما ما به هيچ وجه نبايد انتظار داشته باشيم ‌ترجمه‌اي كه يك اسلام شناس مسيحي يا يهودي در قرن بيستم انجام داده، عينا مثل‌ ترجمه‌اي باشد كه يك مسلمان اهل سنت در مصر يا هندوستان انجام داده است. مسلماً مي‌توان تفاوتهاي زباني وحتي محتوايي بسياري بين ‌ترجمه‌هايي كه اروپايي‌ها در قرون وسطي انجام دادند، مشاهده كرد. از ‌ترجمه‌هاي بسيار معروف انگليسي مستشرقان در قرن بيستم مي‌توان به‌ترجمه آقاي ريچارد بل ‌اشاره كرد كه مقدمه‌اش را بر ‌ترجمه قرآن به صورت يك كتاب مستقل چاپ كرده وبه فارسي هم‌ترجمه شده است.‌ ترجمه ديگر از آقاي آرتور آربري --- استاد دانشگاه كمبريج--- است كه‌ترجمه‌اش درايران چندين بارتجديد چاپ شده است. ويژگي ‌ترجمه او اين است كه به ادبيات قرآن، به خصوص در سور مكي، توجه بسياري كرده است، او به جاي آوردن جملات بسيار بلند توضيحي سعي كرده بسيار موجز و آهنگين،سوره‌هاي قرآن را‌ ترجمه كند. ‌

‌‌ترجمه‌هاي مسلمانها هم در دوره‌هاي جديد فراوان شد و خيلي ورود پيدا كرد. ‌ترجمه‌هاي كساني مثل پيكتال كه يك مسلمان انگليسي است يا عبدالله يوسف علي كه اوهم يك مسلمان هندي است، آنقدر تجديد چاپ شده كه درواقع هرمسلمان انگليسي زباني حداقل در عمرش به يكي از اين دو ترجمه رجوع كرده است. شايد درحال حاضر، تعداد‌ ترجمه‌هاي كامل قرآن به انگليسي، به حدود 70 يا 80 عنوان برسد؛ البته غير از ترجمه‌هاي گزيده. ‌

ترجمه‌هاي ممتاز قرآني مستشرقان كدامند؟‌

ما هرچه كه جلوتر آمديم،‌ترجمه‌هاي بهتري پيدا كرديم. در دوره‌هاي اخير با ‌ترجمه‌هاي انگليسي بسيارخوبي مواجه هستيم؛ مثلا‌ترجمه پيكتال كه حدود سالهاي 1930 و 1935 چاپ شد، نثربسيار كهني داشت و از الگوهاي كتاب مقدس انگليسي پيروي مي‌كرد. اين باعث مي‌شد انگليسي زبانهايي كه اهل خواندن وكتاب و دفتر نبودند، نتوانند به راحتي ازاين زبان كهنه‌ ترجمه پيكتال استفاده كنند. بنابراين امروزه هرمترجمي كه به‌ترجمه قرآن دست مي‌زند، ديگر از سبك او پيروي نمي‌كند و ما از اين نظر با رشد وتكاملي مواجه هستيم. البته‌ترجمه پيكتال را چندين نفر بازنگري كرده وسعي كردند از نظرسبكي وزباني به زبان امروزي درآورند.

از طرف ديگر همچنان كه در سوال قبل گفتم، حوزه تحقيقات و ترجمه‌هاي قرآني مسلمانان وغيرمسلمانان در دو دهه اخير، چندان ازهم جدا نبوده، به خصوص آثاري كه در غرب منتشر مي‌شود؛ مثلا امروزه‌ ترجمه‌هاي بسيارمهم و معروف قرآن به دست آقاي محمدعبدالحليم چاپ شده كه انتشارات دانشگاه آكسفورد آن را چاپ كرده است. انتشارات دانشگاه آكسفورد در سال 2004،‌ترجمه‌اي از قرآن منتشركرد كه يكي از استادان مسلم مطالعات اسلامي در غرب آن را انجام داده بود. اوكسي است كه بيشتر عمر آكادميك‌اش را در دانشگاههاي غربي و در تماس مستمر با غربيان و مسلمانان گذرانده بود. او فارغ‌التحصيل الازهر است و در دانشگاه لندن تدريس مي‌كند. بنابراين ما با يك مسلمان از يك نقطه‌اي دور افتاده در محيط اسلامي بسته مواجه نيستيم. بسياري از اين ‌ترجمه‌ها باذهنيتي كه مسلمانان در فضاي غربي پيدا كرده‌اند، به وجود آمده است؛ مثلا جديداً آقاي طريف خالري در آمريكا‌ ترجمه‌اي منتشر كرده است. طريف خالري فلسطيني است؛ ولي سالها در غرب زندگي كرده است و پرسشها، دغدغه‌ها و مسئله‌هاي امروزيي را كه غربيان در برخورد با قرآن دارند، مي‌شناسد. بنابراين ‌ترجمه‌اي كه او انجام داده، سمت وسو و زبان و ذهنيت امروزي خوانندگان غربي را درنظر دارد. ‌

حقوق بشر، آزادي، حق انتخاب دين، جهاد، حق زنان و... موضوعاتي هستند كه دردهه گذشته براي بسياري از كساني كه مي‌خواهند به سراغ اسلام بيايند و با قرآن روبرو مي‌شوند، پرسش ايجاد مي كند و همه آثار برخي افراد (از جمله قرآن) متوجه آن سوالات است؛ مثلا خانم لاله بختيار يك نويسنده ايراني آمريكايي است كه سازمان تبليغات اسلامي بسياري ازآثار و ترجمه‌هايش را در اوايل انقلاب منتشرمي كرد. وي در سال 2005 درآمريكا،‌ ترجمه‌اي از قرآن به زبان انگليسي منتشر كرد، مهمترين ويژگي ‌ترجمه او اين است كه به خواننده غربي مي‌گويد اسلام دين خشونت و زدن و بردن نيست، اسلام به زنان خيلي احترام مي‌گذارد. ‌

‌ ما با انبوهي از‌ترجمه‌هاي جديد مواجه هستيم كه براي جواب دادن به پرسشهايي شكل گرفته‌اند كه غربيان يا خوانندگان بي‌طرف درذهن شان به وجود مي‌آيد. از طرف ديگر گاهي اوقات، انسان حس مي‌كند مترجمان اين قرآنها از دانش زباني اوليه در‌ترجمه قرآن برخوردار نيستند. بنابراين ما با يك طيف يا يك اثر به عنوان‌ ترجمه ممتاز روبرو نيستيم و هر ترجمه‌اي براي قشر خاصي انجام مي‌گيرد؛ مثلا ممكن است‌ترجمه ايروينگ را كه به انگليسي روزمره آمريكايي است، يك خواننده آمريكايي كه اهل ادب و شعر و متون شاهكار انگليسي است، اقناع نكند. او‌ترجمه بسيار فرهيخته مسجع وآهنگين وشاعرانه را دوست دارد و چنين ‌ترجمه‌اي برايش ممتاز است. به عكس، يك خواننده عمومي وقتي مي‌خواهد قرآن را بخواند، نيازي ندارد كه با يك اثر شاهكار ادبي از نظر زباني مواجه باشد، بلكه فقط مي‌خواهد محتوا را بفهمد و اصلا دغدغه زباني ندارد.‌

بنابراين ما با تنوع ‌ترجمه، براي خوانندگان مختلف و در دوره‌هاي مخلتف، مواجه هستيم؛ لذا من نمي‌توانم‌ ترجمه‌هاي ممتاز قرآني را بيان كنم. فقط در اينجا ‌اشاره مي‌كنم كه يكي از ‌ترجمه‌هاي بسيارخوب انگليسي كه شيعيان نوشته‌اند، ‌ترجمه علي قلي قرائي است كه مركز ترجمه قرآن با همكاري كالج اسلامي لندن آن رامنتشر كرده است. اين ‌ترجمه از بسياري جهات‌ ترجمه معيار و استانداردي به حساب مي‌آيد. اگرچه فوق‌العادگي‌هاي ادبي ندارد؛ يعني زبان خيلي شاعرانه ندارد؛ اما از نظر زبان انگليسي پختگي خاص خودش را دارد و از نظرمحتوا هم به دليل نظارتهايي كه برخي از محققان ايراني برآن داشته‌اند، نسبت به‌ترجمه‌هاي ديگر شايسته تامل بيشتري است.‌

يكي از بحثهاي مهم علوم قرآني، جمع وتدوين قرآن است. نظرمستشرقان در اين باره چيست ؟ ‌

موضوع جمع و تدوين قرآن از زمانهاي قديم دركتابهاي علوم قرآني مسلمانان مطرح بوده و مجموعه روايات رايج معروفي درباره آن گزارش شده است كه حكايت مي‌كند بعداز رحلت پيامبر(ص)، مسلمانها پاره‌هاي مختلف قرآن را در اختيار داشتند؛ اما هيچ وقت يكجا گردآوري نشده بود. كشته شدن برخي مسلمانها درجنگهاي رده يا عليه مرتدها درعهد خليفه اول، سبب شد بعضي نگران شوند كه مبادا بر اثرگذشت زمان، قرآن از حافظه و اختيار مسلمانان خارج شود؛ لذا كساني را مثل زيدبن ثابت به جمع وتدوين قرآن مامور كردند. زيدبن ثابت قرآن را از افراد و جاهاي مختلف گردآوري كرد و سپس به دست خليفه سپرد كه بعد از رحلت او به خليفه دوم و سپس به دخترش رسيد. البته در زمان خليفه سوم قرائتهاي مختلف قرآن سبب بروز مشكلاتي شد و اين مشكلات را خليفه با توحيد مصاحف حل كرد؛ يعني همه مصاحف مختلف را جمع‌آوري كرد و سوزاند و مصحفي واحد براساس قرائت قريش و مكيان فراهم آورد.

اين داستان معروف روايات جمع قرآن درعصر خليفه اول و سوم ‌است كه اغلب مسلمانها در زمانهاي قديم، آن را درمتون خودشان آورده‌اند يا دست كم مي‌توان گفت مفسران شيعه در اين مورد سكوت كرده‌اند و مطلب زيادي نقل نكرده‌اند. در دوره‌هاي اخير، در ميان مسلمانان ديدگاههاي ديگري هم مطرح شده است كه از جمله ديدگاه آيت‌الله خوئي است. ايشان در كتاب <البيان> تمام روايات جمع قرآن را در زمان خليفه اول و سوم، ازنظر تاريخي مردود، و قرآن را گردآوري شده در زمان پيامبر اكرم(ص) مي‌دانند.‌

مسئله جمع و تدوين قرآن در ميان غربيان، ازهمان زمان قديم مطرح بوده و آنها هميشه با ديد انتقادي به اين روايات نگاه مي‌كردند؛ مثلا نولدكه روايات جمع و تدوين در زمان خليفه اول و سوم را به طور دقيق و مفصل بررسي مي‌كند و مي‌گويد گزارش اين روايات با مشكلاتي مواجه است و ما نمي‌توانيم اين روايات را بپذيريم؛ اما گزارش جمع و تدوين قرآن در عصر خليفه‌سوم و توحيد مصاحف تا حدي قابل قبول است.‌

انتقادات درباره گزارشهاي جمع وتدوين كمابيش وجود داشته و اگر بخواهيم يك دسته‌بندي كلي انجام دهيم، محققان غربي به دو دسته تقسيم مي‌شوند: يك دسته كساني كه درهمين گزارشها غور و تفحص مي‌كنند و بعضي ازآنها را از نظر تاريخي مي‌پذيرند و بعضي را رد مي‌كنند. دسته دوم كساني هستند كه كل روايات‌گزارش كننده تاريخ جمع و تدوين قرآن را مردود مي‌دانند ومجموعه قرآن را فراهم آمده در يك زمان و به دست يك نفر نمي‌دانند و معتقدند اين متني است كه در دراز مدت تكامل يافته و روزگاري گذرانده تا به اين متن نهايي و رسمي و قانوني تبديل شده است! ‌

در اينجا بايد به اين نكته هم‌اشاره كنم كه عده‌اي از غربيان معتقدند متن قرآني كه امروزه در اختيار ماست، گردآوري شده درعصر پيامبر(ص) است. كساني مثل جان برتون، در عين اينكه گزارشهاي جمع وتدوين قرآن خليفه اول را نمي‌پذيرند، همه آن روايات را از نظرتاريخي مردود دانسته و مجموعه كل قرآن را (چيزي كه امروزه بين الدفعتين به نام مصحف قرآن دراختيار ماست) به زمان پيامبر اكرم(ص) نسبت مي‌دهند.‌

يكي دوسال پيش، مقاله‌اي از موتسكي (يكي ازمحققان غربي) منتشرشد كه من آن را‌ترجمه كردم و درمجله هفت آسمان چاپ شد. اين مقاله درباره جمع و تدوين قرآن و بازنگري در ديدگاههاي غربيان است. نويسنده درآن مقاله نشان مي‌دهد غربياني را كه در بررسي منابع اسلامي، موضع راديكال گرفتند وسعي كردند نشان دهند كه گزارشهاي اسلامي در بيان تاريخ جمع و تدوين قرآن بسيارجديد است و هيچ كدامشان نمي‌توانند تاريخ خيلي قديم را (در زمان پيامبر اكرم يا خليفه اول و سوم) به طور دقيق نشان دهند. ‌

در سالهاي اخير، با انتشاركتابي به قلم كريستف لوكسنبرگ، مسئله جمع و تدوين قرآن و پيدايش وتكميل متن قرآن يا خاستگاه قرآن، با مسئله زبان قرآن پيوند بسيار عجيبي خورده است. در سال 2000م، كتابي ازهمين نويسنده منتشرشد به نام <قرائت آرامي - سُرياني از قرآن>. نويسنده دراين كتاب بيان داشته محققان مسلمان يا عالمان اسلامي تلاش كرده‌اند بسياري از بخشهاي قرآني را كه امروزه دراختيار ماست، به عربي بخوانند و براي ما توضيح دهند كه اين تلاش آنها عبث و بيهوده است. بسياري ازكلماتي كه درقرآن به كار رفته، ريشه‌هاي سرياني دارد؛ زيرا سرياني يكي از زبانهاي فرهنگي رايج درآن عصر بوده و واژگانش به عربستان وهمه جا صادر شده و وجود داشته؛ بنابراين درقرآن هم ازآنها استفاده شده است، مثل بسياري از واژه‌هاي اروپايي كه ما امروزه آنها را به راحتي در زبان فارسي به كار مي‌بريم و حواسمان نيست كه آنها اروپايي‌اند. در قرون اول ودوم هجري، مسلمانان وبه خصوص لغويان اين واژه‌ها را دركتابهاي لغت، غريب القرآن ومفردات وارد كرده و معنا مي‌كردند. آنها به دليل اينكه اصرارداشتند تمامي اين واژه‌ها را عربي بخوانند و عربي معنا كنند (ريشه عربي برايشان پيداكنند)، ‌اشتباه كرده و معناي برخي عبارات قرآن مشكل و معضل شده است. كريستف لوكسنبرگ سعي مي‌كند نشان دهد كه همه اين واژه‌ها سرياني هستند و اگرما آنها را سرياني بخوانيم، معني قرآن خيلي روشن مي‌شود ونيازي به اين همه پيچيدگي وجود ندارد.‌

ادعاي لوكسنبرگ خيلي بزرگ است. او مدعي است در حدود يك سوم قرآن از زبان سرياني گرفته شده است. اين ادعا در ميان غربيان هم تا اين حد پذيرفته شده نبوده و نيست.

اما طرح مسئله تاثير زبانهاي ديگر، ازنظر تاريخي در زبان قرآن در كتاب لوكسنبرگ سبب شد، دركنفرانسها، مقالات و كتابهايي كه در در دهه اخير درغرب منتشر مي‌شود، مسئله جمع وتدوين قرآن پيوند بسيار محكمي با موضوع زبان قرآن‌بخورد؛ يعني كساني كه مي‌خواهند درباره جمع وتدوين قرآن، پيدايش وتكوين نهايي متن قرآن تحقيق كنند، مجبورند به مسئله زبان قرآن، نوع زبان قرآن، تاثير زبانهاي ديگر بر زبان قرآن و حتي خط قرآن بپردازند.‌

در همين سال 2008، انتشارات راتلج درانگلستان، كتابي را منتشركرده به نام <قرآن دربستر تاريخي‌اش>. انسان فكر مي‌كند كه اين كتاب درباره تاريخ قرآن است، اما درواقع اين كتاب مجموعه چهارده پانزده مقاله است از نويسندگان و محققان مختلف.

وقتي شما اين كتاب را مي‌خوانيد، مشاهده مي‌كنيد 80 درصد محققاني كه دراين كتاب مشاركت كرده‌اند، ذهنشان درگير پرسش لوكسنبرگ است؛ يعني پرسش از زبان قرآن؛ پرسش از اينكه تاثيرزبانهاي ديگر در زبان عربي قرآن در عصر نزول چقدر بوده است؟!

codex21x

page06

PDF صفحات روزنامه

1
Text Box (double-click to edit)

Ettelaat International


Iran, Pakistan agree to increase parliamentary ties (09/02)

Iran keen to involve in economic projects in Bosnia (09/02)

Iran ready to transfer military tools, technology to regional states (09/02)

Iran creates national fund for energy projects (09/02)

20% uranium enrichment not against NPT (09/02)

Envoy confident about S-300 delivery to Iran (09/02)

Iran unveils first home made light plane (09/02)

Leader says Iran stands tall in face of threats (09/02)

Non-oil exports surpass $20b (09/02)

Middle East will determine fate of the world (09/02)

Iran's Bushehr N-plant running after 1 more test (09/02)

Iran starts 20% uranium enrichment (09/02)

Parliament backs Iran President decision over 20% enrichment (09/02)

Holiday Notice (09/02)

US filmfests to screen Iranian documentaries (08/02)

Iran ceases ties with British Museum (08/02)

Russia rejects sanctions on Iran's economy (08/02)

Sanctions not able to stop Iran's science (08/02)

Iran busts 7 people linked to foreign satellite networks (08/02)

Iran signs $10bn gas field deal with domestic firm (08/02)

حكمت و معرفت
يادداشت
فرم اشتراك
ettelaat newspaper روزنامه اطلاعات

آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي

تلفن : 29999
22258022 : فاكس

Ettelaat Newspaper

Tehran Mirdamad Boulvard

Tel : 009821 29999

Fax : 009821 29999

email: ettelaat@ettelaat.com

سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686
صفحات روزنامه را ورق بزنيد Latest Edition آخرين شماره

84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور

PDF صفحات نيازمنديها

PDF صفحات ضميمه

فرم سفارش كتاب
نسخه قديمي سايت
آرشيو روزنامه